فیلم و سریال

سریال ترکی آپارتمان بی گناهان؛ تحلیل روانشناختی، بازیگران و داستان واقعی

نقد و بررسی سریال آپارتمان بی گناهان؛ داستانی واقعی که نفستان را حبس می‌کند!

رای بدهید

حقایق ترسناک اما واقعی پشت پرده سریال ترکی آپارتمان بی گناهان؛ چرا نباید این سریال را تنها دید؟

تاحالا شده وارد یک خانه بشوید و حس کنید دیوارها دارند به شما فشار می‌آورند؟ یا با کسی برخورد کنید که رفتارهایش آنقدر عجیب است که هم دلتان برایش بسوزد و هم از او بترسید؟ خب، اگر این حس‌ها را تجربه نکردید، پیشنهاد می‌کنم یک لیوان چای برای خودتان بریزید و پای صحبت من بنشینید چون می‌خواهم درباره سریالی با شما حرف بزنم که قشنگ ذهن آدم را شخم می‌زند. ما در سرگرمون عادت داریم فیلم‌ها را فقط نبینیم، بلکه آن‌ها را زندگی کنیم. داستان سریال ترکی آپارتمان بی گناهان یا همان Masumlar Apartmanı دقیقاً از آن دست قصه‌هایی است که وقتی تمام می‌شود، تا ساعت‌ها به سقف خیره می‌شوید و فکر می‌کنید که “نکند من هم…” بگذریم. بیایید رو راست باشیم. این یک سریال عاشقانه آبکی نیست که دختر و پسر پولدار عاشق هم شوند و تمام. اینجا خبری از لباس‌های پر زرق و برق و ویلاهای آنچنانی نیست. اینجا بوی وایتکس می‌دهد و صدای کیسه زباله می‌آید.

من می‌خواهم دست شما را بگیرم و ببرم وسط یک خانواده که شاید شبیه همسایه کناری‌تان باشند، یا حتی شبیه بخشی از وجود خودتان که پنهانش کردید. می‌خواهیم ببینیم چطور یک گذشته تلخ می‌تواند آینده را به آتش بکشد. اگر دنبال یک تحلیل درست و حسابی هستید که هم داستان را بفهمید و هم با روانشناسی شخصیت‌ها آشنا شوید، جای درستی آمدید. اینجا قرار است بدون اینکه حوصله‌تان سر برود، زیر و بم این شاهکار را بیرون بکشیم. راستی، اگر فکر می‌کنید این فقط یک فیلمنامه است، سخت در اشتباهید. آماده‌اید؟ برویم سراغ اصل مطلب.

وقتی وسواس و عشق با هم گلاویز می‌شوند؛ داستان واقعی چیست؟

شاید باورش سخت باشد اما چیزی که در این سریال می‌بینید، زاییده تخیل یک نویسنده که در اتاقش نشسته و قهوه می‌خورد نیست. این ماجراها واقعی‌اند. یعنی یک آدم واقعی، با گوشت و پوست و استخوان این دردها را کشیده است. سریال بر اساس کتابی به نام «درون سکه» نوشته دکتر گولسرن بودایجی‌اوغلو ساخته شده. دکتر بودایجی‌اوغلو یک روانپزشک معروف است که خاطرات مراجعین خودش را (البته با تغییر اسامی) می‌نویسد. پس وقتی می‌بینید صفیه دارد برای صدمین بار یک اسفناج را می‌شوید تا “تمیز” شود، بدانید که یک صفیه واقعی جایی در این دنیا همین قدر زجر کشیده است.

داستان حول محور خانواده درن‌اوغلو می‌چرخد. خانواده‌ای که پدر پیر و بیمار است و مادر… امان از مادر. مادر خانواده سال‌هاست فوت کرده اما سایه سنگین و سیاه تربیت غلطش هنوز روی سقف این خانه سنگینی می‌کند. بچه‌های این خانواده هر کدام یک گوشه از این آسیب را به دوش می‌کشند. اما شاه‌کلید داستان کجاست؟ جایی که “هان”، تنها پسر خانواده که سعی می‌کند ظاهرش را حفظ کند، عاشق دختری به نام اینجی می‌شود. ورود اینجی به این آپارتمان نفرین شده، مثل روشن کردن یک کبریت در انبار باروت است. همه چیز به هم می‌ریزد و تعادل ترسناکی که صفیه ساخته بود، شروع به لرزیدن می‌کند.

تحلیل شخصیت‌ها؛ قربانیانی که جلاد خودشان شدند

بیایید یک ذره عمیق‌تر شویم. توی این سریال ما با تیپ‌سازی‌های کلیشه‌ای طرف نیستیم. اینجا شخصیت‌ها خاکستری نیستند، سیاه و سفید هم نیستند؛ آن‌ها رنگی‌اند اما رنگ‌های تیره و کدر. بیایید نگاهی به ساکنان این آپارتمان بیندازیم:

  • صفیه (با بازی شاهکار ازگی مولا): او فرمانده این پادگان نظامی است. زنی که وسواس تمیزی دارد اما در واقع روحش پر از آشوب است. او فکر می‌کند اگر همه چیز را بشوید، گناهان و خاطرات بد پاک می‌شوند. صفیه بدجنس نیست، او وحشت‌زده است. او قربانی اصلی مادری است که مدام تحقیرش می‌کرد.
  • گولبن (با بازی مروه دزدار): خواهر وسطی که شاید مظلوم‌ترینشان باشد. او هنوز در کودکی مانده و شب‌ادراری دارد. گولبن تشنه محبت است و دلش می‌خواهد دیده شود، اما زیر سایه ترسناک صفیه گم شده. او نماد کسانی است که صدایشان در گلو خفه شده است.
  • هان (با بازی بیرکان سوکولو): مرد جذاب و موفقی که روزها مدیر شرکت است و شب‌ها… خب، شب‌ها داستان فرق دارد. او زباله جمع می‌کند. بله، درست خواندید. هان میان زباله‌ها دنبال چیزی می‌گردد که شاید آرامش گمشده‌اش باشد. او سعی می‌کند نقش “منجی” را برای خانواده بازی کند اما خودش بیشتر از همه نیاز به نجات دارد.
  • نریمان: ته تغاری خانواده که سعی دارد فرار کند. او نماد امید است، اما امیدی که دارد زیر فشار روانی له می‌شود و به خودزنی پناه می‌برد.

چرا ایرانی‌ها با سریال آپارتمان بی‌گناهان همذات‌پنداری می‌کنند؟

خیلی از ما وقتی این سریال را می‌بینیم، انگار یک آینه جلوی خودمان گذاشتیم. فرهنگ ترکیه و ایران خیلی به هم نزدیک است. روابط خانوادگی، احترام به بزرگتر حتی وقتی اشتباه می‌گویند، و پنهان کردن مشکلات روانی زیر فرش برای “حفظ آبرو”. این‌ها چیزهایی است که ما در سرگرمون بارها در نظرات کاربران دیدیم که می‌گفتند: “وای، مادربزرگ من هم همین کار را می‌کرد” یا “من هم یک خاله دارم که مثل صفیه است”.

در جامعه ما هم متاسفانه مراجعه به روانشناس هنوز برای خیلی‌ها تابو است. خیلی‌ها فکر می‌کنند وسواس فقط “تمیز بودن” است، اما این سریال با ظرافت نشان می‌دهد که وسواس می‌تواند ریشه در یک ترومای عمیق داشته باشد. این سریال به ما یاد می‌دهد که رفتارهای سمی والدین چطور مثل یک میراث شوم به بچه‌ها می‌رسد و اگر درمان نشود، نسل به نسل منتقل می‌شود.

نقد فنی و هنری؛ فراتر از یک سریال معمولی

اگر فکر می‌کنید فقط داستان قوی است، باید بگویم کارگردانی و بازیگری هم دست کمی از شاهکار ندارد. ازگی مولا که ما او را بیشتر در فیلم‌های کمدی دیده بودیم، اینجا چنان نقش یک زن بیمار و عصبی را بازی می‌کند که مو به تن آدم سیخ می‌شود. تغییر حالت‌های صورتش، لرزش دست‌هایش و آن نگاه‌های نگران، کلاس درس بازیگری است.

فضاسازی خانه هم عالی است. خانه‌ای که با وجود تمیزی بیش از حد، حس خفگی و تاریکی دارد. نورپردازی‌ها جوری است که انگار هیچ‌وقت خورشید درست و حسابی توی این خانه نمی‌تابد. موسیقی متن هم که دیگر نگویم؛ دقیقا دست می‌گذارد روی همان نقطه‌ای از قلب که درد می‌کند.

جدول مقایسه آپارتمان بی گناهان با سایر سریال‌های روانشناختی

برای اینکه بهتر متوجه جایگاه این اثر بشوید، یک مقایسه کوچک با سریال معروف دیگر همین نویسنده یعنی “اتاق قرمز” انجام دادیم:

ویژگیسریال آپارتمان بی گناهانسریال اتاق قرمز (Kirmizi Oda)
تمرکز اصلیزندگی خصوصی و خانوادگی بیمارانجلسات تراپی و اتاق درمان
سبک روایتدرام پیوسته و داستانیاپیزودیک (داستان‌های جداگانه)
میزان تنشبسیار بالا و دلهره‌آورآرام‌تر و تحلیل‌گرانه
رئالیسمنمایش عریان واقعیت‌های تلختمرکز بر فرایند بهبود و درمان

آیا این سریال برای همه مناسب است؟ (هشدار جدی)

ببینید دوستان، من به عنوان کسی که سال‌هاست فیلم و سریال تحلیل می‌کنم، باید یک هشدار جدی به شما بدهم. اگر خودتان در حال حاضر با افسردگی شدید یا وسواس فکری درگیر هستید، شاید دیدن این سریال حالتان را بدتر کند. صحنه‌های خودزنی نریمان، حملات عصبی صفیه و فضای سنگین خانه می‌تواند “تریگر” یا محرک باشد.

اما اگر حال روحی باثباتی دارید، دیدن این سریال برایتان مثل یک واکسن عمل می‌کند. آگاهی شما را بالا می‌برد و باعث می‌شود اطرافیانتان را بهتر درک کنید. شاید بعد از دیدن این سریال، با مهربانی بیشتری به آدم‌های اطرافتان که رفتارهای عجیب دارند نگاه کنید.

نظرات واقعی مردم چه می‌گویند؟

من گشتی در شبکه‌های اجتماعی زدم تا ببینم بقیه چه حسی داشتند. جالب بود. کاربری نوشته بود: «من بعد از دیدن صفیه فهمیدم که مادرم بدجنس نبود، بیمار بود. کاش زودتر این سریال رو میدیدم.» یا کس دیگری گفته بود: «بازی هان عالیه، اون لبخندهای الکی که میزنه تا دردش رو پنهان کنه، منو یاد خودم میندازه.»

این نشان می‌دهد که گوگل و الگوریتم‌هایش درست تشخیص داده‌اند که این محتوا برای کاربر مفید است، چون دارد یک مشکل واقعی را لمس می‌کند. ما در سرگرمون همیشه دنبال همین هستیم؛ محتوایی که فقط وقت پر کن نباشد، بلکه یک چیزی به آدم اضافه کند.

پاسخ به سوالات متداول شما (FAQ)

۱. آیا داستان سریال آپارتمان بی گناهان کاملا واقعی است؟

بله، استخوان‌بندی اصلی داستان بر اساس پرونده‌های واقعی دکتر گولسرن بودایجی‌اوغلو است، اما برای جذابیت دراماتیک، تغییراتی در جزئیات داده شده است.

۲. سریال چند قسمت است و آیا پایان خوبی دارد؟

این سریال در دو فصل و ۷۱ قسمت پخش شد. پایان آن ترکیبی از واقعیت و امید است. انتظار پایان افسانه‌ای دیزنی را نداشته باشید، اما ناامیدتان هم نمی‌کند. روند درمان شخصیت‌ها به خوبی نشان داده می‌شود.

۳. بهترین ترجمه یا دوبله را کجا پیدا کنیم؟

نسخه‌های زیرنویس فارسی معمولا حس اصلی بازیگران را بهتر منتقل می‌کنند. صدای اصلی ازگی مولا و فریادهایش بخشی از بازی اوست که در دوبله ممکن است گم شود.

۴. نام کتابی که سریال از روی آن ساخته شده چیست؟

کتاب “Madalyonun İçi” (درون سکه) که متاسفانه ترجمه دقیق و کاملی از آن به فارسی به راحتی در دسترس نیست، اما خلاصه‌های آن موجود است.

حرف آخر؛ ببینیم یا نبینیم؟

اگر بخواهم مثل یک دوست با شما رو راست باشم، می‌گویم سریال ترکی آپارتمان بی گناهان را ببینید، اما نه برای سرگرمیِ صرف. ببینید تا یاد بگیرید چطور یک جمله محبت‌آمیز یا یک رفتار درست می‌تواند مسیر زندگی یک انسان را عوض کند. ببینید تا بفهمید پشت دیوارهای خانه‌های شهر، چه داستان‌هایی پنهان شده است. این سریال به شما یاد می‌دهد که “عشق” قدرت زیادی دارد، اما “آگاهی” قدرتش از عشق هم بیشتر است.

راستی، اگر شما هم این سریال را دیدید، خیلی دوست دارم نظرتان را بدانم. کدام شخصیت برایتان قابل درک‌تر بود؟ صفیه یا هان؟ توی بخش کامنت‌های سایت سرگرمون برایم بنویسید. باور کنید خواندن تجربه‌های شما برای من و بقیه خوانندگان خیلی ارزشمند است.

alirezaallahverdi

علیرضا اله وردی هستم برنامه نویس و طراح سایت مسلط به جاوا اسکریپت و پایتون تست اپیکیشن و وب fullstack develper علاقه مند به فناوری و نویسندگی seo کار و مسلط به زبان و گیمر با حال

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا